!زندگی...همین
هنوز خواننده دارم؟ اسم:... فامیل:... شهر:... حیوان: "ریکی مُنتانا" میگم: !!!؛اونکه حیوون نیست! میگه: بیا برو ببین مثه حیوون داره آدم میکشه. من:| باشه قبول بهاره از دیروز تا حالا هنگم؛بغض ولم نمیکنه؛ اشکم بی اختیار سرازیر میشه؛ هنوز فک میکنم داری باهام شوخی میکنی؛ مثه اونروزا؛ درحالیکه داری پودینگ شکلات میکنی تو حلقت و به رژیم گرفتن در آینده ای نزدیک فک میکنی نیشت تا بناگوشت بازه و گذاشتیم سرکار؛ هی سمیه آروم باش... واسه من هنوز هستی؛ زنده و سرحال و پرانرژی؛دختر خوشحالم که به آزادی مطلق رسیدی، موهاتو بریز رو شونه هات و آزادیتو جشن بگیر؛ بی خیال ما، منم دیگه گریه نمیکنم؛ آره بی خیال... میگم: آقا پلاکشونم بنویسین که مامور بتونه شناسایی کنه. میگه: خانوم پلاکشا یادم نیس چند بود؛ اما شوما نگران نباشیند ؛بِچاش همیشه تو کوچه ن! من:!!!!!! *خوانده: کسی که ازش شکایت میشه. همین که قبض موبایل این ماهم "نصف" مدت زمان مشابه در دوره ی قبلی اومده ینی اینکه "مجاهده گر" خوبیم؛ مایه ی افتخار نظامم؛میدونم... پ.ن:با اینکه همه میدونن ولی بازم برای ثبت در تاریخ خاطرنشان! میکنم که یه سرباز دیگه به سربازخونه ی ما اضافه شد؛ دوباره عمه شدم؛ فُش خورم ملس تر شده؛با تشکر از برادرزاده های گرامی به جون خودم :|
نه اونایی که بقیه رو به سخــره میگیرن.
شرکت کننده : چی؟
مجری : 13رجب؟
شرکت کننده : چندم؟
مجری : سیزدهم
شرکت کننده : روز دانش آموز؟!
واقعی - همین چند روز پیش رادیو
يه کش و قوس ميام و لبخند ميزنم و بهش ميگم: کشف حجاب کردي؟
ميگه:آره؛ مامانم ببينه چادر سرمه دعوام ميکنه؛ ميگم:!کار دنيا برعکس شده؟
ميگه:اره ديگه شانس منه؛ خودم خيلي چادرو دوس دارم اما مامانم مخالفه؛ با هزار خواهش و التماس اجازه داده که فقط توي دانشگاه سرم کنم
من همينجوري فقط نگاش ميکنم؛يه تيکه از موهاشو کج ميريزه تو صورتش و ميگه:خوشحال شدم ديدمتون؛با اجازه...
جابجا ميشم تا بتونم از صندلي بره بيرون؛ يکم منگ به اينور و اونور نگاه کردم و با خودم گفتم: "اینم از علائم ظهوره حتمن":|
متفکرانه به یک یکشون نگاه میکنه و میگه: قَفِه یه(قهوه ایه)،اووووم سیاهه؛ صورتیه؛سفیده
میگم: چرا "آبیه" نه؟
میگه: اونو که برا خودم انتخاب کردم:|
| Design By : Night Melody |

